از کتاب کیمیاگر بیشتر بیاموزیم

سلام خدمت همراهان و دوستان عزیزم

برای تجربه تاثیرات خوب در زندگی, خواندن هر کتابی به تنهایی شاید آنقدرها که باید و شاید بر روی ما و زندگیمان تاثیر قابل توجهی را نگذارد ولی خواندن مکرر کتابهای خوب و عمل کردن به آموزه های آنها به مراتب اثر مفیدتر و ماندگارتری را بر زندگی ما می گذارد.

هرچه بتوانیم از مطالب گفته شده بهتر استفاده کنیم و به حلاجی آنها به منظور درک بهترشان همت کنیم و به آن موارد عمل کنیم نتایج بهتری را می گیریم.

پس با من همراه باشید تا از کیمیاگربیشتر بیاموزیم و از نکات ارزشمند آن بهره افزون تری ببریم .

سانتیاگوی جوان که با چوپانی روزش را به شب می رساند و با گوسفندانش خوش بود, روزی هنگام استراحت در یک کلیسای متروکه خوابی را می بیند که او را به جستجوی گنجی که پای اهرام ثلاثه مصر مدفون شده فرا می خواند.

فکر پیدا کردن این گنج آن قدر ذهن او را مشغول میکند که او را بسوی سفری پرماجرا و شگفت انگیز می کشاند.

گرچه هدف سانتیاگو ظاهراً یافتن گنج است ولی در واقع از این سفر منظور و مقصود دیگری را دنبال می کند که در جای جای ماجرا رد آن را می بینیم و آن گنج در واقع, پیدا کردن رسالت شخصی و غایت انسان از زندگی است که از آن تحت عنوان گنج شخصی یاد شده است.

غایت و هدفی که برای هر کدام از ما حکم گنجی گرانبهاتر از طلا و نقره و جواهرات را دارد , غایت و هدفی که برای هر فردی متفاوت است و مهمترین کار انسان در این جهان این است که رسالت و هدف شخصی اش را که مثل گنج با ارزش است پیدا کرده و به دنبال آن برود و این گونه است که ماجرای زندگی تازه شروع میشود و انسان کم کم طعم زندگی کردن واقعی را می چشد و کم کم می تواند از قابلیتهایش برای رسیدن به آن گنج شخصی بهره ببرد.

وقتی که در مسیر پیدا کردن گنج شخص ات قدم برمی داری به طرزی باورنکردنی همه چیز هیجان انگیز میشود و قابلیت ها و استعدادهایی را در وجودت می یابی که به شکل معجزه واری در این مسیر کمکت می کنند و به کارت می آیند که انگار برای حرکت در این مسیر ساخته شده اند .

سانتیاگوی جوان در خلال حرکت در مسیر گنج شخصی خود درسهای بسیاری را می آموزد و با آدمهای شگفت انگیزی روبرو میشود و هر کدام درسی را به او می آموزند.

از پادشاه سلیم که پیرمرد سالخورده ای در لباس مبدل بود می آموزد که برای رسیدن به خواسته اش باید بهای آن را بپردازد و برای دریافت راهنمایی هایش چند گوسفند را به پیرمرد می دهد.

در ادامه نوشته از کیمیاگربیشتر بیاموزیم , در می یابیم که سانتیاگو جوان جسارت و شجاعت حرکت بسوی رویاهایش را با فروش گوسفندانش و آغاز کردن سفر بسوی آفریقا نشان می دهد.

در میان راه تمام پولهایش را از او می دزدند و او با مرد کریستال فروشی آشنا میشود که جرات تغییر کردن را ندارد. سانتیاگو کمکش می کند و با ایده های خوبش کسب و کار مرد را پر رونق می کند ولی نداهای درونش دوباره صدایش می زنند که گنج شخصی ات را فراموش نکن وگرنه تا آخرعمررنگ سعادت را نمی بینی.

  دوباره سفر و حرکت در مسیربیابانها و این بار با مردی انگلیسی روبرو میشود که بدنبال مرشد و استاد کیمیاگری می گردد که علم تبدیل سرب به طلا را به او یاد دهد. می بینیم که باز هم حرف از آموزش به میان می آید و به ما می گوید که برای تبدیل سربهای وجودمان به طلا باید از استادان این فن یاد بگیریم.

چوپان جوان یاد می گیرد نشانه ها را بفهمد و تشخیص دهد و آنها را دنبال کند تا اینکه در صحرا با ساربانی آشنا میشود که از قوانین حاکم برجهان برایش می گوید .

سانتیاگو گرفتار عشق فاطمه, دختر بادیه نشین می شود و چیزی نمانده تا رفتن به دنبال گنج شخص اش را فراموش کند ولی فاطمه به او یادآور میشود که پی گنج شخصی ات برو چرا که من منتظرت می مانم و می بینیم که وقتی انسان پی رسالت و غایت خویش برود چه چیزهای گرانبهای دیگری را نیز بدست خواهد آورد گویی جهان پاداشهای بی نظیر و جذابش را جایی کنار گذاشته تا آنها را به جویندگانی بدهد که درطلب یافتن گنج های درونشان پای در راه می گذارند .

چوپان جوان در واحه با کیمیاگری آشنا میشود که به او می آموزد چطور به زبان کائنات صحبت کند و او را تا نزدیکی های اهرام ثلاثه همراهی می کند و قطعه طلایی به او می دهد که پای اهرام همان قطعه طلا جانش را از شر راهزنان نجات می دهد و اینجا هم می بینیم زمانی که برای رسیدن به اهداف اگر تحت تعلیم قرار بگیریم , رهنمودهای استاد همچون همان قطعه طلا می تواند ما را در بزنگاه های حساس نجات دهد و به سرمنزل مقصود برساند .

سانتیاگوی چوپان پای اهرام ثلاثه می فهمد گنجی را که او بدنبالش این همه بیابا نها را زیر پا درنوردیده و با انسانها و اتفاقات و شرایط عجیب و شگرفی روبرو شده , درست در جایی که هیچ وقت انتظارش را نداشت یعنی پای درختی مدفون شده که او در کلیسای متروکه خواب گنج را دیده بود.

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم

یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم

باز هم درس جدیدی به ما می دهد که گنج های درونمان این قدر به ما نزدیک هستند که ما نمی توانیم آنها را ببینیم و لازم است که با آموزش دیدن تکامل خود را طی کنیم تا به این درک برسیم و این گنجها را پیدا کنیم .

سانتیاگوی چوپان نیاز بود که از اسپانیا به مصربسمت اهرام ثلاثه برود و از آن صحرا گذر کند و شاه پیر و کریستال فروش و ساربان شتر ها و فاطمه و کیمیاگر را ببیند و از آنها چیزهای زیادی یاد بگیرد و تکاملش را طی کند و دوباره به خانه برگشته و ببیند که گنج همانجا بغل گوشش بوده و زمانی توانست آن را بیابد که تکامل وجودیش را طی کرد و به زبان کائنات آشنا شد و باد را به خدمت گرفت و توانست با خورشید و باد و خداوند صحبت کند و به قولی با آموزش دیدن و حرکت در مسیر و استفاده از آنها در مواجهه با اتفاقات پیش روسطح  فرکانسهایش را بالاتر برده و در مداری قرار گرفت که به کشف گنج واقعی که در وجودش بود دست یافت .

و بعد از پیدا کردن گنج پای درخت واقع در کلیسای متروک پاداش دیگری انتظارش را می کشید و آن رسیدن به محبوبش,فاطمه بود و می بینیم که با یافتن رسالت و غایت و گنج شخصی خویش جهان پاداشهای دیگری را نیز برایمان تدارک خواهد دید تا بتوانیم هرچه بیشتر از زندگی لذت ببریم .

امیدوارم از آگاهی های ناب گفته شده در نوشته از کیمیاگربیشتر بیاموزیم  بهره کافی را برده باشید .

خدا یار و نگهدارتان

کتابی که خواندنش باعث شروع یک زندگی تازه می شود.

حراج!
کتاب دانش خلق خواسته‌ها
قیمت اصلی تومان135,000 بود.قیمت فعلی تومان67,500 است.

به کانال تلگرام ما بپیوندید تا از محتواهای منتشر شده در سایت مطلع می شوید

به کانال اینستاگرام ما بپیوندید تا از محصولات و تخفیف های سایت باخبر شوید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فروش ویژه محصولات به مناسبت عید سعید فطر با تخفیف 50% روی کلیه محصولات سایت