
به نام خداوند بخشنده مهربان
ادوین بارنس کسی بود که وقتی برای اولین بار پیش ادیسون ,مخترع بزرگ رفت به هیچ وجه انسان موفقی به نظر نمی رسید و آه در بساط نداشت اما در درون او چیز دیگری در جریان بود . او از قدرت تصویر سازی ذهنی بهره برده بود و خودش را در حالی می دید که شریک تجاری ادیسون بزرگ است و این در حالی بود که تا بحال حتی ادیسون را هم ندیده بود.
سالهاست که داریم تلاش می کنیم و زحمت می کشیم ولی آن نتیجه و حاصلی که انتظارش را داریم به دست نمی آوریم هنوز درگیر بدهی های تمام نشدنی هستیم و نتوانسته ایم برای خود خانه ای داشته باشیم و سفر ما از این خانه به آن خانه اجاره ای تمامی ندارد.
هر کاری که می کنیم کسی برای ما و حرفهایمان حتی تره ای هم خرد نمی کند و ما و توانایی هایمان را جدی نمیگیرد .
همیشه هرچه مشتری بی پول که حاضر به پول دادن نیستند گیرمان می افتد و مجبوریم با حداقل قیمت برایشان کار کنیم.
هر سال حداقل دو بار به شکل بدی سرما می خوریم و با بدن درد و حال نزار مامنی جز رختخواب برایمان باقی نمی ماند و از کار و زندگی می افتیم .
حالمان خوب نیست و خودمان و طالع شوم مان را لعنت می کنیم که این چه زندگی سخت و مشقت باری است که برای خود ساخته ایم و در هزارتویی گیر کرده ایم که تا ابد گمراهی و سرگردانی عایدمان است.
به دوست قدیمی مان نگاه می کنیم که چقدر در زندگیش موفق و پیروز است و چه حال خوبی دارد و چقدر همه چیز برایش بخوبی رخ می دهد انگار همه عالم و آدم منتظرند تا او چیزی بگوید و اینها برایش با کمال میل این کار را انجام دهند .
وضعیت مالی خوبی دارد و در زندگیش به خیلی چیزها رسیده است و همیشه از خود می پرسیم مگر او چه دارد که ما نداریم . چرا او این همه شرایط خوب را باید در زندگیش تجربه کند ولی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم . مساله این نیست که دوستمان چه دارد یا چه ندارد مساله این است که او خود را چطور می بیند و چطور از قدرت تصویر سازی ذهنی بهره برده و چه تصویری از خود در ذهنش ترسیم کرده است.
او خودش را همیشه فردی موفق و شاد و پیشرو می بیند فردی که با اعتماد به نفس تمام و به یاری خدا جلو می رود, او به مدد قدرت تصویر سازی ذهنی خودش را می بیند که به خواسته هایش رسیده و همه به نوعی کمکش می کنند و آدم خوشبخت و خوشحال و سربلندی است.
وقتی با این سوال در ذهنمان مواجه می شویم که ما خودمان را چگونه می بینیم آن وقت است که با تصویر آدمی روبرو می شویم که کمرش زیر بار بدبختیها شکسته است و بدبختی پشت سر بدبختی بر سرمان آوار میشود.
خودمان را آدمی می بینیم که انگار قرار نیست هیچ وقت روی خوشبختی را ببیند و انگار در خودمان نمی بینیم که بتوانیم زندگی آسوده تر و سعادتمندانه تری داشته باشیم و هرچه هست قسط و بدهی و بدبختی است.
در حالیکه از قدرت تصویر سازی ذهنی بی خبریم جلوی آینه که می ایستیم شمایل آدمی را می بینیم که از شدت یاس و نا امیدی رمقی برایش نمانده و گویی عالم و آدم دست به یکی کرده اند تا نگذارند قطره ای آب خوش از گلویمان پایین رود و خودمان را لایق بدبختی و پس رفت می دانیم.
وقتی در درون , خودمان را لایق یک زندگی خوب نمی توانیم ببینیم, وقتی نمی توانیم خودمان را در حال رانندگی با یک ماشین خوب, در حال لذت بردن از زندگی, درحال داشتن روابط خوب با اطرافیان در حال داشتن جسمی سالم و روحی آرام, در حال انجام شغل و کار موردعللقه مان ببینیم تعجبی ندارد که همیشه کمیت زندگیمان لنگ بزند.
اما می بینیم افراد موفقی مثل کیت وینسلت بارها توانسته اند از قدرت تصویر سازی ذهنی بهره برده و خود را در حال رسیدن به آرزوهایشان ببینند و تصویر انسانی توانمند و موفق و سرشار از شور زندگی و لایق برای دریافت نعمتها را در خود دارند .
داشتن این تصویر ذهنی مثبت نسبت به خود بستری بوده برای دریافت نعمتهای الهی بیشتر و تجربه شیرین تر و دلچسب تری از زندگی که یک فرد می تواند داشته باشد.
وقتی که تصویر مثبتی از خودمان و توانائئ هایمان داشته باشیم و خود را لایق دریافت نعمتها بدانیم سدی را که با باورهای اشتباه در ذهنمان در مقابل دریافت نعمتها ساخته ایم ,می شکنیم و شاهد ظهور و بروز نعمتها در زندگی خود هستیم .
چه زیبا شیخ بهایی می گوید که
آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم از کلامش پیداست از کوزه همان برون تراود که در اوست
می بینیم که هر تصویری از خود در درونمان نقش ببندد همان را درجهان بیرون از خود نشان می دهیم. اگر خودمان را لایق داشتن یک زندگی خوب بدانیم اگر خودمان را انسانی ببینیم که با خود آشتی و در صلح است و اگر بتوانیم خودمان را در حالتی ببینیم که می توانیم به خواسته هایمان جامه عمل بپوشانیم در جهان بیرون هم همین را از خود خواهیم دید.
بالعکس این مورد هم صادق است یعنی اگر در تصویری که از خودمان در ذهن داریم خود را مستوجب رنج کشیدن و تحمل بدبختی ها و ناملایمات و در حسرت داشتن یک زندگی خوب ماندن و ناتوان از ساخت یک زندگی و شخصیت خوب می بینیم بدون شک همین را در زندگی و جهان بیرون تجربه خواهیم کرد .
انتخاب با ماست که کدامین شیوه را پیش بگیریم و از قدرت تصویر سازی ذهنی چطور استفاده کنیم . داشتن تصویری از یک انسانی توانمند و موفق یا تصویر انسانی بیچاره و مفلوک و ناتوان .
از شما می خواهم نظرات و دیدگاههای خود را در این خصوص با من در میان بگذارید و بنویسید خود را چگونه انسانی می بینید و اگر این تصویر مورد دلخواهتان نیست چه ویژگیهایی را باید جایگزین کنید.







