رفتن به محتوا

چطور فرکانس ها زندگی ما را می سازند؟

به نام خداوند بخشنده مهربان

ما اشرف مخلوقات خداوند بر روی زمین هستیم و مزیت ما نسبت به دیگر موجوداتی که در این جهان زندگی می کنند داشتن ذهنی فوق پیشرفته است که  هم می تواند انسان را به بالاترین درجات مادی و معنوی در زندگی برساند و هم می تواند او را در ردیف پست ترین و نازلترین موجودات به زیر بکشاند و اگر بخواهیم بهتر بگوییم فرکانس ذهن انسان است که باعث این همه می شود .

وقتی به سیم لخت برق دست بزنیم صرف نظر از اینکه آدم خوبی باشیم یا آدم بدی به آنی دچار برق گرفتگی می شویم  یا  زمانی که کف تشت پر از  آبی را سوراخ کنیم همان موقع آب از کف آن بیرون می زند و همه جا را خیس می کند یا زمانی که  دستمان به چیز داغی برخورد کند همان موقع می سوزد و اثرش را می بینیم .

 برخی پدیده ها در جهان اطراف ما به این شکل عمل می کنند که اثر آنها همان موقع خودش را بما نشان می دهد و در همان موقع ما می توانیم نتیجه آن مسئله را بفمیم و درک کنیم و آن موضوع برایمان مشخص و واضح شود که مثلا اگر به چیز داغی دست بزنیم دستمان را می سوزاند و یا اگر کف ظرف پر از آبی را سوراخ کنیم آب آن خالی میشود و چون نتیجه اش را همان زمان می بینیم براحتی باورش می کنیم و به آن یقین پیدا می کنیم .

با این حال علاوه بر این گونه پدیده ها نوع دیگری از پدیده ها همچون فرکانس ذهن انسان در جهان هستی وجود دارند که ما نتایجشان را همان موقع نمی بینیم و دیدن نتایجشان مشمول گذر زمان میشود . مثل اگر یک روز غذای چرب بخوریم و پرخوری کنیم و تحرک خاصی هم نداشته باشیم شاید اتفاق خاصی برایمان نیوفتد ولی اگر این پرخوریها و خوردن غذاهای مضر و چرب و بی تحرکی مدتها  ادامه یابد و تبدیل به سبک زندگی ما شود مطمئنا سلامتی ما را به خطر می اندازد و حتی ممکن است که به بهای از دست رفتن جانمان تمام شود .

مثال دیگر هم می تواند طبخ غذا باشد اگر ما بخواهیم سوپ درست کنیم و همه مواد را درون قابلمه پر از آب بیندازیم که سوپ همان موقع آماده نمیشود و  اصلا قابل خوردن نیست و فکر آن حال آدم را برهم میزند چه رسد به خوردنش. باید اجاق را روشن کنیم و مدت زمانی را منتظر باشیم تا آب درون سوپ به دمای جوش برسد و در همین حین تمام سبزیجات و گوشت و حبوباتی که درون سوپ ریخته ایم بپزند تا ما بتوانیم بعد از گذشت مثلا یک الی دو ساعت یک سوپ خوشمزه جا افتاده داشته باشیم.

در مثالهای بالا می بینیم که برای دیدن نتیجه این گونه پدیده ها ناگذیریم که زمانی را صرف کنیم تا نتیجه و حاصل آنها را بتوانیم ببینیم  و محصول این فرآیند همان موقع بر ما آشکار نشده و نشانمان داده نمیشود چرا که می بایست روندی طی شود و پروسه ای انجام پذیرد و فعل و انفعالاتی به وقوع بپیوندد تا ماحصل این ماجرا  برایمان مشخص و نمایان شود.

فرکانس ذهن انسان, ارتعاش یا هر اسم دیگری را که ما برایش انتخاب کنیم هم از جنس پدیده های نوع دوم است که حاصل نتایج آن را ما همان موقع نمی توانیم ببینیم بلکه باید این فرکانسها استمرار یابد و زمانی هر چند کم صرف شود تا این روند قوام یافته و به نتیجه مورد نظر برسد.

یادم می آید اولین باری که من این حرفها را می شنیدم و از وجود فرکانس ذهن انسان  و ارتعاش در پدیده های جهان باخبرشدم از شدت شگفتی و تعجب مثل انسان غارنشینی بودم که ناگهان او را از درون غارش بردارند و او را وسط میدان یک شهر بسیار مدرن که اطرافش را ساختمانهای لوکس و مانیتورهای شهری با تصاویر متحرک رنگارنگ و ماشین های در رفت و آمد بسیار لوکس محاصره کرده باشند, بیندازند .

تا مدتی شگفتزده بودم و ذهنم هنگ کرده بود تا اینکه به این نتیجه رسیدم که چه هنگ باشم چه نباشم, چه بفهمم این مسئله را و چه نفهمم, چه خوشم بیاید از آن و چه از آن خوشم نیاید بهرحال او  دارد کار خود را انجام می دهد و این است ساز و کار  فرکانس ذهن انسان  و جهان هستی که ما در آن زندگی می کنیم .

ما در زندگی خودمان چیزی را بدست می آوریم و چیزی را جذب می کنیم  که پیشاپیش و از قبل فرکانس آن را به جهان هستی فرستاده و مخابره کرده ایم و مسئله جالب این است که ما این کار بسیار شگفت انگیز را خواسته یا ناخواسته با کانون توجهمان در هر لحظه داریم انجام می دهیم.

 چه بخواهیم و چه نخواهیم. چه قدرت فرکانس ذهن انسان را بفمیم و چه آنرا نفهمیم بهرحال فرکانس ذهن انسان دارد کار خود را انجام می دهد و ارسال میشود و شرایط و پدیده های هم جنس با فرکانسهایمان را به صور گوناگون  دارند وارد تجربه ما از زندگی می کنند .

اگر کمی دقت کنیم و با چشمانی فرکانسی به جهان بنگریم دلیل پدیده ها و اتفاقات زیادی بر ما آشکار میشود .

می فهمیم چرا وقتی با گوشی موبایل یا ضبط صوت برای گیاهان آهنگ شاد پخش می کنیم رشدشان بیشتر میشود گلهای زیباتری از شاخه هایشان شکوفه می زند .

 چرا وقتی آدم منفی نگری را می بینیم  انرژی منفی او را  در آن فضا حس می کنیم و سنگینی فضا کلافه مان می کند  و به عکس وقتی با فرد مثبتی برخورد می کنیم آنقدر از بودن کنار او مشعوف ومسروریم که دوست دارم این لحظات ابدی باشد و تمام نشود .

این است داستان فرکانس ذهن انسان  و تاثیر آن در پدیده های هستی که روزنه  ای از آن را بر دیدگان مشتاق شما عزیزان گشودم .

از شما همراهان و مشتاقان و دوستان عزیزم می خواهم دیدگاه ها و نظرات خود را راجع به این قانون جهان هستی بنویسید و از پدیده هایی در زندگی خود بگویید که از فرکانس ذهن انسان نشات گرفته  و  عملکرد این قانون راهر چه بیشتر به شما نشان می دهد و این در حالی است که با نوشتن تجربه هایتان در رویارویی با این قانون هر چه بیشتر کمک به ساختن باورهای بهتر در این خصوص برای خود و دوستان دیگر خواهید کرد. از نوشتن دیدگاهتان در این خصوص مضایقه نکنید چرا که اولین نفری که از این نوشتن ها سود می برد خود شما هستید و با این کار در مسیر ساخت باورهای بهتری برای خود گام برمی دارید .

1 دیدگاه

  1. سلام به استاد گرانقدر
    بسیار خوشحالم که با شما و سایت بسیار مفیدتان همراه هستم.
    متن فوق العاده و عرایض شما در ویدیو تان مرا به فکر فرو برد .
    خیلی وقت ها پیش می اید که دلیل بعضی مسایل برایمان مشخص نیست
    اما واقعا اگر با موضوع فرکانس مسایل را بررس کنیم میبینیم که دلیل خیلی مسایل پیدا میشود و به این قضیه مربوط میشود.
    خدارا شاکرم که من را به سایت شما هدایت کرد تا دریچه ی تازه ای در زندگی ام باز شود که بتوانم دنیارا از دید بهتری ببینم و از دید زیباتری به مسایل نگاه کنم.
    یک دنیا از شما ممنونم.


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فروش ویژه محصولات به مناسبت عید سعید فطر با تخفیف 50% روی کلیه محصولات سایت