از کتاب حکایت آنکه دلسرد نشد بیشتر بیاموزیم

به نام خدا

سلام خدمت همراهان و دوستان عزیزم

کتابها یکی از ماندگارترین چیزهایی هستند که از اندیشه های انسان برجای می ماند و از طریق همین کتابها به میزان قابل توجهی می توان به انسانهای دیگر کمک کرد و مسیر زندگی آنها را روشنایی بیشتری بخشید و به وسعت و گستردگی جهان افزود .

مارک فیشر نکات جالب و قابل تاملی را در زمینه موفقیت در کتاب حکایت آنکه دلسرد نشد بیان کرده که با هم می رویم تا بیشتر بیاموزیم.

پس با من همراه باشید تا از حکایت آنکه دلسرد نشد بیشتر بیاموزیم و از نکات ارزشمند آن بهره افزون تری ببریم .

حکایت آنکه دلسرد نشد ماجرای رفتن به دنبال علایق و خواسته هاست و از مسائلی صحبت می کند دراین مسیر در برابر انسان به وجود می آیند.

جان که از زندگی فعلیش به تنگ آمده با پیرمرد میلیونری آشنا می شود که راز خوشبختی و سعادت را با او در میان می گذارد و از او می خواهد که به آنها عمل کند, حال ببینیم این پیرمرد میلیونر چه راهکارهایی را نشانش می دهد که او را به موفقیت می رساند.

میلیونر به جان نشان می دهد که مغز او با ارزشترین و ثروتسازترین وسیله ای است که او  در اختیاردارد و ایده ها حکم پولها و سکه هایی را دارند که از این دستگاه ثروتساز به اطراف منتشر می شود درست مثل امواج رادیویی با وجود اینکه دیده نمی شوند ولی صدای زیبایی را از رادیو پخش می کنند . میلیونر از او می خواهد از میان ایده هایش روی ایده های که پتانسیل بیشتری دارد متمرکز شود و با آن کار به سمت شناخت خود واقعیش حرکت کند.

مغز بایستی در سمت و سویی مثبت برنامه ریزی شود  و به جنبه های منفی که کارشان پنهان کردن ماهیت خود است اجازه ظهور وبروز نداد. 

میلیونر از قانون جهان برایش می گوید که هیچگاه خطا نمی کند و هر عملی را نتیجه و بازخوردی است و اشتباه مردم این است که علت ها را از یاد می برند و به نتیجه ها نگاه می کنند و نمی توانند بفهمند چطور این نتایج به وجود آمده اند. پیرمرد به او می گوید راز همه چیز در قلب گل رز نهفته است .

در ادامه از حکایت آنکه دلسرد نشد بیشتر بیاموزیم می بینیم که پیرمرد از تمرکز و تاثیر شگرف آن در زندگی برایش می گوید و نشانش می دهد که مردم عادی حواسشان مدام پرت شده و اینسو و آنسو می.روند ولی افراد فوق العاده با تمرکز در مسیر خود حرکت می کنند و چیزی حواسشان را پرت نمی کند. آدمهای عادی خود را با کارهای بی اهمیت مشغول می کنند و فرصت فکر به خود نمی دهند. وقتی چیزی را شروع کردیباید سخت رویش کار کنی. تمرکز نوعی قربانی است و هرچیز در تقابل با تمرکز است. همیشه بهترینها اتفاق می افتد و در عین حال هیچ چیز زیاد اهمیت ندارد.

وجود هرکسی را در دنیا علتی است که  اگر در جای درست خودش قرار بگیرد و ماموریت خویش را در این جهان پیدا کند هم باعث پیشرفت جهان می شود و هم سعادت افزونتری را نصیب می برد. باید جسارت داشته باشی که خودت باشی و به ندای درونی خود گوش کنی. وجود هر کس را در دنیا علتی است. اگر بخواهی به مقصد برسی به شجاعت نیاز داری چرا که کسی این کار را برای تو نخواهد کرد. نقشه زندگی فقط نوشتن صرف فیلمنامه نیست.هرگاه احساس بدبختی کردی فکرکن شاید از نقشه ات منحرف شده ای. طبیعت فرد باید نظم داشته و متمرکز شود.

برای پیشرفت و موفقیت بایستی عزم خود را جزم کرد و کار را شروع کرد و از نظرهای منفی و انتقادها نترسید چرا که هر چیزی در این جهان باید تکامل خود را طی کند حتی خود ما .

پیرمرد میلیونر از نیروی ایمان و باور با جان صحبت می کند و به او می گوید که هر چیزی که انسان در ذهن باورش می کند شدنی است.

باید در ابتدای راه یک هدف دقیق,یک مقدار مشخص پول در نظر داشت و همچنین مدت زمانی برای رسیدن به آن هدف و آن مقدار پول بعد باید هدفت را مدام تکرار کنیتا در ضمیر ناخودآگاهت رود . مردم فقط از بخش کمی از توانایی شان استفاده می کنند ولی اگر هدفی متعالی داشته باشی هر چه از دستت برمی آید انجام می دهی. دلیل ترس مردم از مرگ اینست که حتی یک لحظه هم در زندگی سعادتمند نیستند و می خواهند برای یک لحظه هم که شده طعم سعادت را بچشند . به درونت برگرد و خدا را در دل خود و هر آنچه می بینی کشف کن.

 با نیروی ایمان می شود هر کاری کرد ولی وقتی ایمانت را از دست می دهی از انجامشان عاجز می شوی و مجبوری تحقیرها را تحمل کنی و خودت را بدبخت تر از همیشه ببینی.

در اوج نا امیدی ها هم که شده هر چیزی که پیش بیاید به صلاحت است. انسانهای فوق العاده جوری زندگی می کنند انگار که نه تنها زندگی خود بلکه چندین زندگی دیگر را هم در درون خود دارند. آنها می دانند که اگرچه ممکن است ثمره تلاششان در زمان حال دریافت نکنند ولی سرانجام این اتفاق خواهد افتاد چن درونشان و طبیعتشان دگرگون شده است و با این آگاهی چنان آزادند که از مرگ هم نمی ترسند و هر روز در تلاشند تا بدون توجه به آینده هر آنچه را که در برنامه شان دارند به انجام برسانند و بدون وابستگه به کارشان هر لحظه آماده جدا شدن از آن هستند.

نیروی عظیمی دردل آرامش نهفته است و درست زمانی که فکر می کنی همه چیز تمام شده موفقیت شروع میشود.هر شکست از تعداد شکستهای آینده کم می کند. مهم نیست چه کاری می کنید تمرکز تنها کلیدی است که می توان با آن در موفقیت را باز کرد. هر آنچه را به آن باور داری مطمئن باش می توانی انجامش دهی. اگر به کارت علاقه ای سوزان داشته باشی هر چه پیش آید برایت پر ثمر خواهد بود. هرچیزی در زندگی باید درسی به تو یاد بدهد.اصالت عشقت را ثابت کن و عظمت ایمانت را در کاری که انجام می دهی به نمایش بگذار.

تو همه ذهنی تن نیستی .تن یعنی تصور. توی واقعی فناناپذیری و سراسر قدرت. بدبختی ها و مشکلات از روی رحمت برایمان فرستاده میشوند تا به خود واقعی پی ببریم و نیروی واقعی را در درون خود بیابیم.

امیدوارم از آگاهی های گفته شده در این قسمت تحت عنوان از حکایت آنکه دلسرد نشد بیشتر بیاموزیم نهایت استفاده را برده باشید. تا قسمتهای آینده شما را به الله یکتا می سپارم شاد و برقرار باشید.

به کانال تلگرام ما بپیوندید تا از محتواهای منتشر شده در سایت مطلع می شوید

به کانال اینستاگرام ما بپیوندید تا از محصولات و تخفیف های سایت باخبر شوید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فروش ویژه محصولات به مناسبت عید سعید فطر با تخفیف 50% روی کلیه محصولات سایت